محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )

1355

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى )

ملان - [ بفتح ميم ] يعنى مجنبان [ 1 ] . مثالش حكيم سنائى گويد : بيت اين‌چنين كن نماز و شرح بدان * ورنه برخيز و هرزه ريش ملان « 1 » مع الواو ما هو - به وزن و معنى باهو « 2 » - - كه گذشت - - و آن چوب دستى باشد كه شتر به آن رانند [ 2 ] و در فرهنگ بمعنى زيب و زينت آورده و اين بيت از غرايب الدنياى شيخ آذرى كه ، در شگون گرفتن از پيش آمدن و حوش و طيور در يمين و يسار مردم گفته ، آورده كه : بيت ور ز چپ اندر آيدت آهو * خو برو را چه حاجت ما هو و نام حاكم سيستان نيز باشد . [ 3 ] مشكو - [ بفتح ميم و سكون شين معجمه و ضم كاف ] بتخانه . و خلوتخانهء خسرو شيرين را نيز « 2 » گويند . مثالش شمس فخرى گويد : بيت ز انواع رياحين مجلست باد * هميشه خسروا « 4 » مانند مشكو اما در ادات الفضلاء بمعنى بتخانه و كوشك خسرو و شيرين و كوشك مطلق نيز آمده و در زفانگويا بمعنى حرم پادشاهان آمده و در نسخهء ميرزا بمعنى كوشك خرد « 5 » باشد و ازين بيت مسعود كه : شعر « 3 » بست « 6 » پيشت كمر دو پيكروار * بت مشكوى و لعبت كاشان چنان ظاهر مىشود كه نام شهرى حسن خيز باشد [ 4 ] و اين بيت را مثال معنى اول نيز مىتوان كرد

--> ( 1 ) - كلمه از « ك » است . ( 2 ) - « س » : ما هو ؛ « الف » كلمه را بالاى سطر در حاشيه دارد . ( 3 ) - « س » ندارد . ( 4 ) - بجز « ك » : حسروا . ( 5 ) - « س » : خورد . ( 6 ) - « س » : بيست . ( 1 ) و ميفشان ( برهان ) . ( 2 ) ظاهرا مصحف باهوست . ( حاشيهء برهان ) . ( 3 ) ماهوى سورى مرادست آنكه يزد گرد سوم آخرين پادشاه ساسانى باشارت وى كشته شد . ( 4 ) در برهان اين معنى نيست ولى معنى باغچه و كوشك و بالاخانه مطلقا خواه بزرگ يا كوچك و مصغر مشك بمعنى خيك و مرادف مشكيجه نيز دارد .